بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

586

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

و نزد من آنست كه علاج صواب نيافته‌اند و الا جمله اينها را مهلتى هست تا سه روز و هشت روز و بسيار را علاج كرده‌ايم كه رتيلا مهلك گزيده بود و بدانكه يك نوع عنكبوتى هست درازپاى از گزيدن او باد در شكم افتد و فراساء بغوص و برد اطراف پديد آيد و حيوانى غريب و تن پهن دارد و پايهاى سفيد و ليكن يكى بر پيش سر او دو فزونيست يكى به پيش سر او فرود آمده چون خطى و آن ديگر راست بر او متقاطع شده و ازين پس بدان ماند كه آن را دو دهانست و چهار پا و آن دگر راست بعوض دو فزونى دو خطست بيفزونى و مضرت گزيدن آن هر دو چون مضرت گزيدن كژدم است زنبور انواعست سرخ باغى و صحراى و زرد و مورچه ميان و زردباغى و صحراى و سياه مورچه ميان دراز كوچك و بزرگ و زنبور سياه‌سر بزرگ كه بر تن او دائره‌هاست تشنج و ضعف پايها و زانوها پديد آيد از گزيدن آن و باشد كه هلاك كند و گاه باشد كه جاى صلب شود و ريش گردد و آنچه بر حيوانات مسموم و سمى مرده نشسته باشد زخم آن بدتر باشد و آنچه زخم آن بر عصب افتد درد آن صعب‌تر بود ساس جانورى بود سرخ به مقدار دانهء ارزنى و هيئت شكم و هيئت دست و پايهاى ايشان همچو بچهء عنكبوت بود و بدبوى باشد مثل كمافيطوس و شكم او بغايت نرم بود چنانچه دست چون بدان رسد فى الحال مضمحل شود و اين حيوان در عمارات كوهستان بسيار باشد به تخصيص كهنه عمارات اكثر در شقف خانهاى چوب پوس و در ديوارها جاى گيرد و بشب حركت بسيار كند و در جامه دررود همچو شپش تن را بخورد و هر جاى كه دم و آب دهن برسد و يا بگزد ورم كند صلب و خارش سخت مىكند و تلواسه و دغدغه پيدا آيد و باشد كه تپ و قى آورد و اشتهاى طعام برود و چون علاج كند بديرى آن ورمها به حال خود بازآيد و اقل آن هفته باشد و اللّه اعلم خرجه حيوانىست كبود و بسبزى مائل مقدار ناشى و شبيه بود بكنه سخت كوچك و بوى آن نيز شبيه بود به بوى كاره و بلرك باشد و اندام آن نيز نرم باشد و آن نيز در شقف خانهاى كهنه بود و در زير ديوارها جاى گيرد و بشب در جامه دررود و تن را بخورد و بزعم نوعى از ساس بدست و اندر بسطام از جبال دار المرز بسيار باشد از گزيدن آن ورم و خارش تن و تپ و تلواسه و ضعف پديد آيد و قى صفرا و بيهوشى حادث شود و باشد كه بيمارى بد و ديرى كشد كه بكشد و اللّه اعلم سپس كركس حيوانىست چون سپش